تبلیغات
شهر مرده ها

شهر مرده ها
شرررریم و بی هراس در برابر مرام شما سر تعظیم فرود می آوریم
نویسندگان
نظر سنجی
نویسندگی کی رو بیشتر دوست دارین؟






لینک دوستان

سلام دوستان

ایندفعه می خوام یک خاطره از راهیان نور براتون بزارم

رفته بودیم با بچه های مدرسه راهیان نور خلاصه به هزار زحمت و با استمداد از معجزات الهی سالم رسیدم شب رفتیم منطقه ی عملیاتی بعد اومدن بهمون گفتن کسی ناراحتی قلبی چیزی داره نیاد به حساب خط مقدمما همه خندیدم گفتم بریم بابا! کلاس 303 که تو تاریخ هم ثبت شده  بترسه؟!!!((می تونید برید تاریخ مدارس رو مطالعه کنید))

کلاس ما بدون ترس داوطلب اولین گروه شد. ناظم مدرسه هم با ما امد رفتیم به حساب خشم شب توی یک صحرا می دویدیم. از خنده هم داشتیم روده بر می شدیم همین طوری صدای تیر می یامد خیلی فضا توپ بود ناظم مدرسه خودشو فرمانده داشت مثل پلنگ می دوید جلوی ما(میدونم گاوه ولی شما پلنگ ببینین خب) می گفت بیاید بیاید. نمیگفت البته داد می زد. یک دفعه یک تی ان تی ترکید این ناظم مدرسه فکر کرد جدیه چسبید به زمین می گه وایستید مثل اینکه جدیه ما که دیگه دقایق اخر عمرمون بود از بس خندیدیم دیگه همه زدیم زیر خنده می گیم اقا بیخی مشقی بود می گه می خواستم شما رو امتحان کنم(اره جون عمش) بریم. یا علی! رو که نبود جالب اینجا بود که دخترا ها رو اصلا نیاوردن همون جا گذاشتن ولی صدای جیغ های اونا می یامد خلاصه رسیدم و به حساب منطقه رو پاکسازی کردیم. اینا حالا فشفشه  ها نور افشانی روی اسمون که فتح کردیم البته بقیه ی گروه ها هم پشت سرمون بودند ها خلاصه خسته و کوفته برگشتیم من هم یک خروسی گرفته بودم (عروسکی ها نه واقعی) همین که فشارش می دادی بیا ببین چی قوقولی قوقولی را مینداخت. سوژه ی شب هم جور بود

شب برگشتیم موقع خواب همه خسته کوفته یک دفعه فشار می دادیم همه می پریند باز ناظم می رفت بیرون  به نگهبان می گفت این خروس رو جمع کنید!!! نگهبانه می گفت اخه خروس می خواد منطقه ی جنگی چی کار کنه فهمید کار ماست ما هم خودمونو زدیم سریع به خواب ولی خب تا می خوابید دوباره. بدبخت نخوابید خدا ما رو ببخشه ولی فردا یک حالی ازمون گرفت یکسره بشین و پاشو ما رو داد ولی خب دیگه....


((راستی دوستان ایدی شهر خاطره ها رو اد کنید ما اگر اپ کردیم به اعضای لیست اطلاع خواهیم داد))

 


[ پنجشنبه 4 اسفند 1390 ] [ 09:06 ب.ظ ] [ ایمان ]
درباره وبلاگ

||||||||دنیا دو روز است||||||||
یک روز با تو یک روز بر علیه تو ...
روزی که با توست مغرور نشو .....
روزی که بر علیه توست مأیوس نشو
صبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر کن
(((((((( امام علی (ع) ))))))))
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :