تبلیغات
شهر مرده ها

شهر مرده ها
شرررریم و بی هراس در برابر مرام شما سر تعظیم فرود می آوریم
نویسندگان
نظر سنجی
نویسندگی کی رو بیشتر دوست دارین؟






لینک دوستان

سلام به همه و معذرت بابت این غیبت تقریبا کبری

 

خیلی وقته دلم هوای نوشتن کرده ولی نمیشد. چند باری دست بردم بنویسم ولی همش چرت و پرت از اب دراومد یکی مثل همین که دارم مینویسم

 

به هر حال اومدم دو تا خاطره بذارم(صرفا جهت جبران) یکی قدیم یکی جدید

 

اول قدیمی:

مال حدودا سه چهار سال پیشه روز اول عید بود بنده با اجازتون ابله مرغان گرفته بودم یادش بخیر بخور بخوابی بود واسه خودش بعد من کل اعضای خونه غیر مامان بابا هم گرفتن ولی همه خفیف این وسط فقط من خوش شانس بودم از شانسم وقت مدرسه ها هم نگرفتم که لااقل یه هفته تعطیلی اضاف داشته باشم عیدم کوفت شد فقط حالا اینارو بیخیال

اولین روز عید داشتیم ناهار میخوردیم تو خونه. منم اصلا حالم خوش نبود به خاطر قرصایی هم که میخوردم مدام تو خواب بودم اشتها هم نداشتم. بابا مامان گیر دادن که بیا بخور این شکلی که تو پیش میری مرحوم میشی به مرحمت خدا. حالا به زور بلندم کردن اوردنم سر سفره. منم همش با غذا ور میرفتم مامان گفت پاشو برو از یخچال ماست بیار به زور ماستم که شده غذارو از حلقومت بفرست پایین

منم که حال نداشتم ماستو خالی کنم تو پیاله با سطلش اوردم سر سفره ولی به خاطر خواب زمستانی که داشتم دستام گیر نداشت نتونستم نگهش دارم سطل از دستم افتاد زمین نریخت اصلا نگران نباشین ماست توی سطل یه یک متری پرید بالا مستقیم ریخت رو موها و لباسای بابا جاتون خالی یک خنده ای را انداختم که اون سرش ناپیدا بابا بیچاره مات مونده بود برگشت گفت: میدونستم زودتر ماستو میریختم رو خودم! مثل اینکه حالت خوب شد. جدی جدی هم حالم خوب شد

 

الان جدیده

مال دیروزه. رفتیم سر کلاس استاد اومد سال نو رو تبریک گفت و ارزوی موفقیت کرد واسمون شروع کرد درسیدن

ما هم همه به خاطر مطالعه کثیری که تو ایام نوروز داشتیم هنگ بودیم یه ربع مونده بود کلاس تموم شه یکی از دخملا پا شد گفت: استاااااااااااد اینارو جلسه قبل عید درس داده بودیناااااا

استاد اول و تا یه مدت خشکش زد بعد یهو گفت: عه

حالا ماستمالیشو عشقه

عمدا گفتم ببینم کیا درس خوندن افرین به شما اسمتون چی بود؟ همه زدن زیر خنده (اخه کاملا از قیافش معلوم بود عمدی گفته)


[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 12:58 ب.ظ ] [ شیرین ]
نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

||||||||دنیا دو روز است||||||||
یک روز با تو یک روز بر علیه تو ...
روزی که با توست مغرور نشو .....
روزی که بر علیه توست مأیوس نشو
صبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر کن
(((((((( امام علی (ع) ))))))))
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :