تبلیغات
شهر مرده ها

شهر مرده ها
شرررریم و بی هراس در برابر مرام شما سر تعظیم فرود می آوریم
نویسندگان
نظر سنجی
نویسندگی کی رو بیشتر دوست دارین؟






لینک دوستان

سلام به همگی. بازم خاطره از یه دوسته از طرف نسترن

از ایمان شما و نسترن جان خیلی خیلی عذر خواهی میکنم که دیر شد امیدوارم ببخشین

بریم سراغ خاطره نسترن

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


من یه بغل دستی دارم به اسم *س* که خیلی دختربانمک وشلوغیه. ازشانس بدی که ماداریم امسال معلم زبانمون خیلی بداخلاقه(اولین ساله که اومده مدرسه تدریس میکنه)یعنی درحدی که ما جرات نداریم سرکلاسش حتّی ازش سوال بپرسیم تاصدات درمیادمیگه براتون 1میذارم کلا قاتی داره:P tongue:P tongue.یه چهارشنبه زمستونی ما تو نمازخونه برنامه صبحگاه داشتیم واز بخت بد زنگ اول هم زبان داشتیم رفتیم سرکلاس ونشستیم سرجاهامون معلممون هم مشغول درس دادن بود که به طورناگهانی من غش کردم ازخنده وسط درس دادن معلم بلندبلندقهقه میزدم(منم کلا بچه ی ارومی هستم البته فقط سرکلاس ها)=)) rolling on the floor=)) rolling on the floor=)) rolling on the floor=)) rolling on the floorیهوبرگشت یه جوری منو نگاه کردکه کلّ کلاس هم منو نیگا میکردن ولی من فقط داشتم میخندیدم دیگه عصبانی که چرا داری میخندیX( angryX( angryX( angry گفتم آخه خانم شما که نمیدونید چی شده تا اینکه بالاخره بغل دستیم اجازه گرفت رفت وسط کلاسL-) loserL-) loserاون موقع بودکه کلاس عین بمب ترکید حتی معلممون هم داشت میخندید:D big grin:D big grin(صحنه بسیارعجیبی بود که تونسته بودیم خنده ی دبیرعزیزمون روببینیم):P tongueدیدیم *س*خانم یه لنگه کفش خودشو پوشیده یه لنگه کفش یکی دیگه روپاش کرده.دیگه اصلا نمیشد کلاسو اروم کنی که .تا یه ربع همه فقط میخندیدن سوژه ای بود حالا بیچاره روش نمیشد بره پایین بگه تودفتربگه یه لنگه کفش پیدا کردید یانه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:-? thinking:-? thinking:-? thinkingدیگه تارفت دفتر واومد سرخ شده بود ازخجالت:"> blushingX( angryحالا جالب این بودکه لنگه کفش پایین بودکسی که دوستم کفششو برداشته بودبدون کفش رفته بودسرکلاس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!=)) rolling on the floor=)) rolling on the floor

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خیلی ازت ممنونیم بابت ارسال این خاطره

خیلی باحال بود

پ.ن: داره یه بارون حسابی میاد جاتون خالی

 


[ یکشنبه 18 تیر 1391 ] [ 08:05 ب.ظ ] [ شیرین ]
درباره وبلاگ

||||||||دنیا دو روز است||||||||
یک روز با تو یک روز بر علیه تو ...
روزی که با توست مغرور نشو .....
روزی که بر علیه توست مأیوس نشو
صبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر کن
(((((((( امام علی (ع) ))))))))
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :