تبلیغات
شهر مرده ها

شهر مرده ها
شرررریم و بی هراس در برابر مرام شما سر تعظیم فرود می آوریم
نویسندگان
نظر سنجی
نویسندگی کی رو بیشتر دوست دارین؟






لینک دوستان
سلام علیکم و رحمه الله... خوبین همه؟ شهر خاطره ها باز یه مدتی میشه سوت و کور شده گفتم باز بیام یه پستکی بنوازم اینجا منم متاسفانه با کمبود شدید خاطره مواجه شدم برا همین مجبورم به اتفاق همین چند روز پیش اکتفا کنم

چند روز پیش من و مامان و مهسا و مهیا بیکار نشسته بودیم و میخواستیم فیلم ببینیم من میگفتم خیانت مهسا میگفت خوابگاه دختران! منم خیلی دوست داشتم خوابگاه دختران رو ببینیم فقط میترسیدم مارو لو بده سین جین شم همش مقاومت میکردم اخر هم از بس تابلو بازی در اوردم همه فهمیدن براچی میگم نه! مجبور شدم کوتا بیام.
نمی دونم دیدینش یا نه ولی یه نمه بگی نگی ترسناکه و هیجانش بالاست
هر وقت بخشای حساس فیلم میرسید و مامان و مهسا و مهیا چند جفت چشم دیگه هم قرض میگرفتن و میرفتن تو تلویزیون من یهو جیغ و داد را مینداختم عکس العملشون سه مرحله داشت 1: از جا میپریدن 2: فحشم میدادن 3: هر چی دم دستشون بود پرت میکردن سمتم وقتی هم چیزی پیدا نمی کردن خودشون می اومدن جلو
منم فقط میخندیدم
اخرای فیلم بود و جاهای حساسش هم رسیده بود که سی دی رو یه صحنه گیر کرد و دیگه تکون نخورد. اون بخش سی دی خش داشت
همه هم فضول در حد تیم ملی! میخواستیم ببینیم اخرش چی میشه
جلسه فوق سری خاونواده تشکیل شد! داشتیم بحث میکردیم که چی کار کنیم این خشو از بین ببریم
مهسا رفت شیشه پاک کن اورد. مهیا رفت ریکا و تاید اورد. مامان رفت ماست اورد
منم گفتم تولد دوباره پوست با..... افرین رزودرم رفتم کرم رزودرم برداشتم اوردم
از بزرگتر شروع کردیم اول با ماست کثیفش کردیم بعد پاک کردیم انداختیم تو سی دی پلیر کلا ارور داد
بعد کرم رزودرم مالیدیم بهش باز ارور داد
بعد با شیشه پاک کن پاکش کردیم فک کنم هنگ کرد با هزار مصیبت اوردیمش بیرون
در مرحله اخر رفتیم با ریکا و اب قشنگ شستیمش هر چی که ریخته بودیم روش از بین رفت! این بار خشش خوب شده بود
نمی دونم کدوم مرحله اثر کرد ولی اگه سی دی یا دی وی دی مخدوش داشتین همه این چهار مرحله رو به ترتیب امتحان کنین. حتما خوب میشه

شرمنده اگه زیادی بی مزه بود! اول مهر برسه با خاطره های دست اول میام
راستی از دوستای گلمون خیلی ممنونم که تند تند بهمون سر میزنن
امیدوارم بتونم جبران کنم
دوستون دارم
تا خاطره بعدی بای


[ یکشنبه 12 شهریور 1391 ] [ 05:42 ب.ظ ] [ مهناز ]
نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

||||||||دنیا دو روز است||||||||
یک روز با تو یک روز بر علیه تو ...
روزی که با توست مغرور نشو .....
روزی که بر علیه توست مأیوس نشو
صبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر کن
(((((((( امام علی (ع) ))))))))
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :